فضا و دیگر هیچ...
پدرم همیشه آرزو داشت که برای یه بار هم که شده من رو توی فضا ببینه. پیرمرد٬ تو دوران زندگیش هر چی داشت و نداشت خرج من کرد به امید این که پسرش یه روز توی ناسا استخدام بشه!
ای کاش زنده بود و الان من رو می دید. پسر! حتم دارم پدرم توی کل زندگیش یه بار هم یه جینی اصل رو تا ته بالا نرفته بود!
2
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 13:56  توسط فواد |
دلیل آفتاب؟!...
طبیعتا توسط قوانین بسیاری احاطه شده ام -قوانین طبیعی و قوانین بشری. این گونه محاصرات به من توان دلیل یابی می دهد! دلایلی متنوع برای موضوعاتی مختلف. دلیل باختنم مات شدن بود و دلیل مات شدن٬ بازی بد امروز به خاطر تشویش های ذهنی شدیدم بود که دلیل این تشویش ها٬... با بیان علل و معلول ها -در بسیاری از تعالیم دینی٬ در نهایت به علت اولیه و منشا هر پدیده می رسیم. خدا. می گویند خدا علت همه چیز است. خداست که هر چیزی را با دلیلی خاص خود آفریده. دلیلی که ما انسان ها٬ از دریافت آن عاجزیم.
مستدل بودن هر کار٬ محدود بودن عمل در میان پاره ای قوانین را نتیجه می دهد. خدا نیز برای خود دلیلی دارد چون خدا علت همه چیز است! احاطه شدن یعنی کران دار بودن و هیچ کرانداری٬ بی نهایت نیست!
My father taught me that the question 'Who made me?' cannot be answered, since it immediately suggests the further question `Who made god?'
-from Why I Am Not A Christian
2
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 11:42  توسط فواد |