پرتفولیوی توالت قدیمی گل گلی...
كاسه توالت قديمی گل گلی، هميشه به مسير خودش ادامه می داد و می داد و می داد و توی راهش هر چي كه بوی بد مي داد رو جمع می كرد و می كرد و می كرد. چند سال توی راه بود؟ دو سال؟ سه سال؟ چهار و پنج و شش؟ هيچ وقت هيچ وقت هيچ وقت، هيچ كس هيچ كس هيچ كس اين رو نفهميد.
يادم مياد كه من و دوستم –فوكوكثافالوتودوی لمبزقا- هميشه منتظر بوديم كه يه بار اون رو ببينيم. يه روز كه بيدار شدم، مادرم گفت كه فوكو توالت رو ديده. از اون روز به بعد، هنوز كه هنوزه كه هنوزه، هيچ كس نه توالت قديمي گل گلي رو ديده، نه فوكو، دوستم رو!...
+ نوشته شده در جمعه چهارم خرداد ۱۳۸۶ ساعت 13:37 توسط فواد
|